تبلیغات
تجربی های حلی - آره ما برگشتیم باز...

.:چو تجربی نباشد تن من مباد:.

آره ما برگشتیم باز...

نویسنده :علیرضا
تاریخ:1389/09/24-10:28


خب... آره ما برگشتیم باز، همه با هم!
باز هم با استیل نوشتن خاص خودم اومدم تا یه حالی به بلاگ بدم! :دی

اول اینو بگم که ایام شهادت سید و سالار شهیدان رو تسلیت می‌گم... ترجیحا سعی کنید دهه اول محرم رو آدم باشید دوستان! این مورد کاملا جدی بود و هیچ‌گونه رگه‌ای از طنز و فان نداشت.


مدت‌هاست می‌خوام آپ کنم اما حس‌ـش نیست! وقتی که حس‌ـش هست موضوع‌ـش نیست! وقتی اون دوتا هستن من دست‌رسی به نت یا کلا لپ‌تاپ و کامپیوتر و امثالهم ندارم!
الان هم که به همه‌ی اونا دست‌رسی دارم حافظه‌ـم یاری نمی‌کنه ببینم چی می‌خواستم بگم! پس برای این که خیلی هم سر کار نباشید چندتا عکس جالب از بچه‌های تجربی می‌ذارم توی ادامه مطلب که ببینید کف بالا بیارید! :دی

دیگه این که بارسلونا با 5 گل رئال رو در هم کوبید(!)‌، البته تا این‌جاش اصلا اهمیتی نداره... جالبیش این‌جاست که وقتی فردای روز بازی به "جناب آقای شیخ علی‌اصغر شریفی" گفتیم:‌ "تیم‌تون که پرپر شد! له شد! 5تا خوردش که! اینم تیم‌ـه آخه؟" استاد با خون‌سردی کامل گفت:‌ "خب به جاش آخر بازی زدیمشون!"
اصلا آدم می‌خواد خودشو از بالای پشت بوم پرت کنه تو گل‌خونه گروه زیست، وقتی این روحیه و اعتماد به نفس رو می‌بینه!

دیگه این که تشکر می‌کنیم از دوستانی که حرف آقای محمودی رو گوش دادن و رفتن گوشی‌هایی مثل 1100، 1110، 1200، 2600، J100i و... رو خریدن! طبق شایعاتی قرار شده شرکت نوکیا به دلیل این استقبال گسترده از گوشی‌های درپیت مجددا خط تولیدشون رو راه بندازه و حتی مدل‌های جدیدی رو تولید کنه که فقط چراغ‌قوه هستن و به اسم موبایل قراره فروش برن! فکر کن... یه چراغ‌قوه با مارک نوکیا می‌ذاری تو جیبت و به همه می‌گی گوشی‌ـت نوکیاست! البته این‌جوری خیال آقای محمودی و بقیه ناظم‌ـا هم راحته... چون با چراغ‌قوه نمی‌شه بلوتوث‌بازی یا دانلود کرد!

خبر بعدی اینه که زانوی من خوب شده تقریبا. بعد از اون حادثه تو بازی "زو" نمی‌تونستم درست راه برم، اما الان دیگه تقریبا خوب شده و من به روزای اوج‌ـم برخواهم‌گشت! نکته جالب اینه من تا حالا ندیده بودم از یه زخم نیمه عمیق 8-7 ساعت خون بیاد! توی یه ساعت انقدر ازش خون اومده بود که کل پاچه‌ی شلوارم قرمز شده بود (البته از سمت توش)!
البته مصدومیت من یه نکته‌ی آموزشی هم داشت برای بقیه... "غیرت" و "عـِرق پیراهن"! چون من با زانوی خون‌الود و مصدومم 3 دست بازی کردم تا بالاخره بازی تعطیل شد! مثل "بعضی از این بازی‌کن‌ـای سوسول که تا یه جاشون اوف می‌شه می‌رن بیرون" نبودم و تا آخر بازی دهن زانوم رو صاف کردم!

خبر خوبی هم دارم برای طرفداران System Of A Down که باید بدونن گروه قراره توی چندتا کشور اروپایی یه تور بذاره و کنسرت برگزار کنه. اولین مقصد هم کشور ارمنستان‌ـه ولی فعلا اعضای گروه درگیر ویزاش هستن.

مورد آخر: علافان همیشه‌گی و بی‌کاران دائم‌الول (همیشه ول) برن بازی‌ـای NFS: Hot Persuit و CoD: Black OPs رو حتما بگیرن که خیلی خوب‌ـن و می‌تونید با اونا وقت‌ـای بی‌کاریتون رو علاف نباشید!‌ :دی

پس‌نوشت: می‌خوایم کسانی رو که لینک کردیم پاک کنیم، چون اصلا تو بلاگ ما نمیان ولی بازدیداشون رو مدیون ما هستن! بدین وسیله از همه‌ی کسانی که فکر می‌کنن بلاگ بدردبخوری دارن دعوت می‌شه بیان و اعلام کنن، اگه ما دیدیم که یه وجه اشتراکی با هم داریم و بلاگ‌ـشون خوب‌ـه ما هم می‌لینکیمشون!

پس‌نوشت 2: بدون هم‌ـاهنگی با مبین تصمیم گرفتم قالب بلاگ رو عوض کنم، یه قالب توپ و پرسونالایز شده(!) رو بذارم! حالا تا چی بشه دیگه... بیبینیم نظر مبین چیه و قراره قالب‌ـمون چه رنگی باشه!

پس‌نوشت 3: امری نیست!‌‌ :دی

عکس‌ها در ادامه‌ی مطلب

خب... آره ما برگشتیم باز، همه با هم!
باز هم با استیل نوشتن خاص خودم اومدم تا یه حالی به بلاگ بدم! :دی

اول اینو بگم که ایام شهادت سید و سالار شهیدان رو تسلیت می‌گم... ترجیحا سعی کنید دهه اول محرم رو آدم باشید دوستان! این مورد کاملا جدی بود و هیچ‌گونه رگه‌ای از طنز و فان نداشت.


مدت‌هاست می‌خوام آپ کنم اما حس‌ـش نیست! وقتی که حس‌ـش هست موضوع‌ـش نیست! وقتی اون دوتا هستن من دست‌رسی به نت یا کلا لپ‌تاپ و کامپیوتر و امثالهم ندارم!
الان هم که به همه‌ی اونا دست‌رسی دارم حافظه‌ـم یاری نمی‌کنه ببینم چی می‌خواستم بگم! پس برای این که خیلی هم سر کار نباشید چندتا عکس جالب از بچه‌های تجربی می‌ذارم توی ادامه مطلب که ببینید کف بالا بیارید! :دی

دیگه این که بارسلونا با 5 گل رئال رو در هم کوبید(!)‌، البته تا این‌جاش اصلا اهمیتی نداره... جالبیش این‌جاست که وقتی فردای روز بازی به "جناب آقای شیخ علی‌اصغر شریفی" گفتیم:‌ "تیم‌تون که پرپر شد! له شد! 5تا خوردش که! اینم تیم‌ـه آخه؟" استاد با خون‌سردی کامل گفت:‌ "خب به جاش آخر بازی زدیمشون!"
اصلا آدم می‌خواد خودشو از بالای پشت بوم پرت کنه تو گل‌خونه گروه زیست، وقتی این روحیه و اعتماد به نفس رو می‌بینه!

دیگه این که تشکر می‌کنیم از دوستانی که حرف آقای محمودی رو گوش دادن و رفتن گوشی‌هایی مثل 1100، 1110، 1200، 2600، J100i و... رو خریدن! طبق شایعاتی قرار شده شرکت نوکیا به دلیل این استقبال گسترده از گوشی‌های درپیت مجددا خط تولیدشون رو راه بندازه و حتی مدل‌های جدیدی رو تولید کنه که فقط چراغ‌قوه هستن و به اسم موبایل قراره فروش برن! فکر کن... یه چراغ‌قوه با مارک نوکیا می‌ذاری تو جیبت و به همه می‌گی گوشی‌ـت نوکیاست! البته این‌جوری خیال آقای محمودی و بقیه ناظم‌ـا هم راحته... چون با چراغ‌قوه نمی‌شه بلوتوث‌بازی یا دانلود کرد!

این هم عکس دوستان تجربی:

بدون شرح:


امین و میثاق:


امین:


برزنت‌شویی تیمی:


سهیل در حال بریدن یونولیت:


خشی، وسط حوض:


نمایی جدید از گل‌خونه:





داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
خط خطی
1389/11/14 14:39
سلام وبلاگ خوب وجالب دارین اگه دوست داشتین به وب منم سر بزنید خوشحال میشم منتظر حضور مهربانت هستم
پس فعلا بای
پاسخ امین : منتظر نباش!
:دی
ahf
1389/11/13 11:59
هوالمعز
سلام
فکر نکنین انقدر مهمین که اومدم نظر می دم ها ! ( ولی از اونجایی که هم شهریین ( حلی شهر رو می گم ) این افتخار رو بهتون می دم که این comment رو بذارم ! )
دلم برا دبیرستان تنگ شده ! یه روز ( 1.5 سال پیش ) یکی از معلمای راهنمایی بهم گفت دبیرستان چطوره ؟ گفتم : « . . . چی بگم والا ؟! یاد راهنمایی بخیر ! » . بهم گفت : « می ترسم 2 سال دیگه همین حرف رو بزنی ! » . اون موقع شاید فکر می کردم که این حرف رو نمی زنم ، ولی الان این حرف رو می زنم ! ( شما هنوز 4 ماه فرصت دارین که این حرف رو نزنین ! ملت ! نمی خوام بترسونمتون ، ولی پیش دانشگاهی وحشیه !! خودم این رو حس نمی کردم تا وقتی الان عکسای در و دیوار دبیرستان رو دیدم و یاد پارسال و پیارسال و قبلنا افتادم ! ( البته الانم از این می ترسم که 1 سال دیگم همین حرف رو بزنم !! ) )
به هر حال دلم برا دبیرستان خیلی تنگ شده ! سلام من رو به در و دیوارای مدرسه ، آزمایشگاه زیست و اتاق زیست و اتاق مشاوره و . . . برسونین ! ( دلم برا الافیای اتاق زیست و کنار آقای رضایی و آقای لاری مگس پروندن تنگ شده ! دلم برا پیچوندن کلاس و در رفتن سر راه رفتن به آمفی تئاتر برا فیلم زبانم تنگ شده ! حتی دلم برا صدای زنده بودی که میومد بچه ها رو خفت می کرد هم تنگ شده !!! )
( در ضمن : سلام من رو به آقایان حبیبی و لاری و رضایی و صابر برسونین ! ( با همین اسم "ahf " بگین بگردن پیدا کنن که کیم ! ( البته آقای حبیبی وبلاگمم می شناخت ، بهش بگین ! ) )
جای ما با دبیرستان حال کنین . . .
GoGoL & GiGil
1389/10/30 13:30
اپیممممممممممممممممم
دسته جمعی!!!!
نظر یادت نره....
(گوگول)
پردیس
1389/10/25 12:32
با سلام! (جهت تنوع! )
اول بسمه الله یه تشکر به من بدهکارین چون وبلاگ رو به یه شخص دیگه نیز معرفی کردم!
دو انکه علیرضا! من تو اف بی یه چن باری میخاستم بت بگم که نسرت خوبه قسمت نشده بود حالا که فمیدم اون همون تویی پس فبها!
سه اینکه بی زحمت مللت به دور از هر گونه گیم رو با معرفی سطحی چن تا بازی تو هوای مبهم به امون خدا ول نکنین! یه خورده راجبشون بتوضیح!
چار اینکه دیگه امری نیس :دی
پاسخ علیرضا : 1. فی‌الواقع معرفی بلاگ به دیگران وظیفه‌ـت بوده! (;
2. نثر درسته!
3. حس‌ توضیح دادن نداریم!
4. با تشکر!
سوم تجربی سمپاد(میرزاکوچک خان رشت)
1389/10/20 08:17
سلام وبتون عایه یه سوال شما سمپاد کدوم شهرید؟
خوشحال میشیم به وب ما هم سربزنید
پاسخ علیرضا : ما علامه حلی اصیل درس می‌خونیم. علامه حلی بی‌شماره. علامه حلی تهران. فی‌الواقع به استثنا یه ناخالصی همه‌مون هم سوم دبیرستان هستیم! و به جز من که که الان ناخالصی حساب می‌شم بقیه تجربی‌اند! :دی
مبین
1389/09/28 21:41
نه. همون یه نفر :|
پاسخ عسل : کدوم یه نفر؟مگه میشناسیش تو مبین؟
مشکوک میزنی!:D
مبین
1389/09/28 21:21
دهان یک نفر :|
پاسخ علیرضا : ... و بلکه هم چند نفر!
آرزو
1389/09/28 18:18
چرا اینجوری میصحبتی؟ سوم دبستان هم کلاس بودیم!
پاسخ عسل : چی؟؟چرا حرف مفت میزنی من در طول دوران ابتدایی هیچ هم کلاسی که هیچ !هیچ هم مدرسه ای به اسم آرزو نداشتم! خودم که گل سرسبد همه ی آرزو هام ولی...:D
arezoo
1389/09/28 15:51
سلام عسل جون منو میشناسی؟
پاسخ عسل : ها؟؟چه پر رو!شما فرض کن میشناسم!:D
جدیدا نمکدون تو وبلاگ زیاد شده!
سیانوباكتری سمپادِ!
1389/09/28 12:02
سلام !لینكی
راستی مال كدام مركز هستین!؟
پاسخ علیرضا : مرکز علامه حلی اصیل... علامه حلی بی‌شماره! :دی
تقی
1389/09/28 06:33
سلام وبلاگ جالبی دارید اگه خواستید تبادل لینک کنیم
پاسخ علیرضا : تو چه بامزه‌ای! این همه نمک از تو کجات در میاری؟ با کارخونه قرارداد بستی و تصفیه شده میگیری یا سنگ نمک می‌کنی تو خودت؟ (منظور اینه که می‌خوری! فکر بد نکنید!) :دی
امین
1389/09/27 23:12
این همه راه به جای خود! پس چرا به ان نفر جواب میدم چیزی ثبت نمیشه؟ ها؟ها؟ها؟
امین
1389/09/27 22:44
اس ام اس که جواب نمیدی! تو ناز میکنی من ناز میکشم ...! دادی یا نه ؟؟ منظورم قابلیته :دی
پاسخ انتخاب : ابله! همونموقع که اضافه ت کردم دادم!

بعد تو میگی ندادی؟ پس تکلیف این همه راهی که اومدم چی میشه ؟ :(
GoGoL & GiGil
1389/09/27 22:20
سلام
ممنون از نظرتون!
اگه با تبادل لینک موافقی ما رو با اسم"بروبچه های دوم تجربی سمپاد" لینک کن،ما رو هم خبر کن تا لینکت کنیم!!
بازم سر بزن.....
پاسخ علیرضا : 1. امور لینکیدن رو با مبین و دخترم در میون بذارید (کالیبر بالا یعنی این)!
2. لینکیدن که الکی نیست؛ باید از فیلترمون رد بشید ببینیم بلاگتون در چه حدیه!
امین
1389/09/27 19:17
اهم! منظورم میشم بود!
پاسخ انتخاب : بشو!

@عسل: خودت لوگین کن لینکش کن! قابلیتشو که داری!

@خود ِ امین: اینجا دختر رد میشه تو نظرات خصوصیت از این شعرها نگو!

شعر خواستی بگی فقط اس ام اس بده :دی
asal
1389/09/27 18:28
علیرضا تو واقعا تشخیص نمی دی؟؟؟آدرس پایینی یه حرفش جا افتاده!سمپاد رو برات می نویسم یاد بگیری!sampad
طبق اینی که گفتم آدرس میشه:sampadi13.blogfa
افتاد؟؟
پاسخ علیرضا : باز شاخ شدی؟ :-دبلیو
amin
1389/09/27 15:22
هوراااااا! امروز تضمین شد که رتبه کنکورم ۱ میشه!!
پاسخ انتخاب : 2!

فربد قبله تو افتاده بود اون 1 میشه !
سیانوباكتری سمپادی
1389/09/27 09:07
سلام خوبی؟
بزن قدش كه تجربی هستی
پاسخ انتخاب : علیرضا: اول آدرس بلاگتو درست بنویس بعدا با هم حرف میزنیم! :دی

مبین: زدم! که چی حالا ؟ :دی
asal
1389/09/27 00:16
اون که ترجمش واسه مبین بود!خودش می فهمه!
بعله!کامنتور!
پاسخ انتخاب : اوووف!
amin
1389/09/27 00:10
راستی یه کلمه جدید یاد گرفتم! "کامنتور"
پاسخ انتخاب : 20امتیاز!
amin
1389/09/27 00:07
مبین من با چه زبونی بگم بهروز روبپاک؟ و با اسم خودم بساز؟؟؟ اسم بهزوز عوض نمیشه
پاسخ انتخاب : چنگیزو پاکیدم!

امین ساختم!
asal
1389/09/26 23:49
راستی گفتی مدیریت نظرات؟؟؟چی بود ؟؟؟یه بار دیگه برام آف بزارش یادم نیس!
پاسخ انتخاب : میتونی به نظرات همه ی پستها جواب بدی یا پاکشون کنی!
asal
1389/09/26 23:44
راستی تو کدوم نظر گفته بودم؟؟یادم نیس !نمی دونم شاید هم گفتم یادم نیس!بی خیال مهم نیس!
پاسخ علیرضا : دخترم حالت خوبه؟ خودت فهمیدی چی گفتی؟ :دی اگه خودت فهمیدی برا ما هم ترجمه کن!
asal
1389/09/26 23:41
ببخشید؟؟مبین لطفا با کامنتور ها درست حرف بزن !جواب اینو چیه؟جواب ایشون!همین حرفا رو می زنید دیگه طرف می ترسه بیاد کامنت بذاره!
پاسخ علیرضا : سیستم اینجا همین جوریه دیگه! :دی
انیشتین سمپاد
1389/09/26 20:35
سلام
وبلاگ قشنگ و جالبی دارین
خوش حال میشم اگه بتونیم تبادل لینك كنیم
ممنون
خدافظ
پاسخ انتخاب : عسل جواب اینو بده :|

درضمن پسوردتم عوض کن!

الان داشتم نظراتو میخوندم دیدم گفتی من پسوردتو دارم!

همینم مونده دیگه! فردا یه چیزی بشه بندازی گردن من :دی

مدیریت نظراتم برا خوشگلی ندادم، دادم استفاده بشه :|
amin
1389/09/26 18:53
آآآآآآآآآآآآآآآآآه خدای من! چه قالبی خوب چیزیه راضیم ازش! مبین بابا جوابمو ندادی؟ نظر خصوصی دادم!
پاسخ انتخاب : دلبندم!

با همون بهروز وارد شو اسمشو عوض کن!
مبین
1389/09/26 17:41
به به به به!

چه قالب قشنگی
پاسخ انتخاب : چقد من خوش سلیقه م :ایکس

@asal: قالب به این قشنگی :| خیلی دلت بخواد!
amin
1389/09/26 14:01
سید من قبلا با اسم بقیه نظر دادم بعد گفتم من بودم! ولی میگم این من نبودم!(جمله سازی در حد تیم ملی) در ضمن حق نداری بگی کوکب زیرا اول شدم
پاسخ انتخاب : :|

یکما" گفتی اگه 100 نزنم!

دُیـُـما" دوس دارم بگم به تو چه اصلن =))
asal
1389/09/26 13:49
حالا که تو حلی نگفتم تو بلاگ گفتم !بعدشم پدر مجاریمه !چه اشکالی داره؟؟
حالا ولش ! اون که مشخص بود فتانه تو نبودی !آخه کدوم پسری میاد اسم یه دختر رو رو خودش می ذاره!
پاسخ انتخاب : امین!

کُوکَب بهتره بگم :|
امین
1389/09/26 13:26
فتانه من نبودم! تبادل لینک هم شوخی بود میدونم همونی!:دی ۱۰۰ نزدم ولی ۱ شدم پس نه کوکبم نه فتانه ! در ضمن یوزرنیمم رو نگفتی؟ یادم رفته!
پاسخ انتخاب : گفتم! برو پایین!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


نمایش نظرات 1 تا 30


Admin Logo
themebox Logo