تبلیغات
تجربی های حلی - یازدهم، امتحان!

.:چو تجربی نباشد تن من مباد:.

یازدهم، امتحان!

نویسنده :انتخاب
تاریخ:1390/08/15-19:49

با سلام!

در ابتدا عرض کنم که عنوان برای بعضیا گویای همه چیز هست برای بعضیا نیست!

بعدش هم اقرار کنم که این پست کمی به شیوه ی فربُدگونه نگارش میشه!

همین دیگه! توجه شما را به ادامه جلب میکنم!

یک اُم؛ پنجشنبه

امروز روز خوبیه! ساعت 10 از خواب بلند شدم و یه روز ایده آل برای خوندن دینیه! الان که زوده حالا ساعت 3 شروع میکنم! فعلن برم یه **چرخ تو نت بزنم!
فیس بوک. آه خدای من، بردیائکم داره میره! پس اون فردا عازمه انگلیسه! آه خدای من!
دپ شدیم! حالا چون دپ شدم ساعت 6 شروع میکنم! فعلن برم یذره بازی کنم!
ساعت 7 شد. و همچنان گیمینگ!
خب دیگه دیره! بیخیال فردا رو بچسب باید فیزیک بخونم!

دواُم؛ جمعه

امروز از اولش **می شروع شد! ساعت 5:30 با صدای زنگ موبایل بیدار شدم! موبایل خواهرم تو اتاق من چیکار میکنه؟! خاله م بود :| مسخره نمیزاره روز شروع شه بعد...!
خب. بیخیال!
ساعت 11:30 بزور بیدار میشوم! به کوب شروع میکنم فیزیک خوندن! نیم ساعت میگذره که همه میرن از خونه بیرون و میدونم که تا ساعت 5 هم برگردن خودش خیلیه!
در این وایل چیزهایی هست که قابل بازگوکردن نیست!
ساعت 6! دوباره شروع میکنم فیزیک بخونم! نیم ساعت گذشت و خسته شدم :دی دیگه بقیش بمونه واسه آخر شب!
ساعت 10. مختارنامه میبینم! کلن 2قسمت ازش دیدم که عدل قسمت دومی که دیدم دیشب بود! زندگیه؟!
ساعت 12. نه! مثه اینکه باید کتابو تموم کنم حداقل! جزوه رو هم صبح میخونم!

سه اُم؛ شنبه پیش از خواب

به کوب میخونم و ساعت 1:20 بامداد کتاب تموم میشه و از حال میرم!

چهاراُم؛ شنبه پس از خواب

صبح. آه آلارم نازنینم! چرا مرا بیدار ننمودی؟ دیر شده! اکنون بدیو بدیو (bodio bodio) تقلب مینویسم!
خب حالا کیفمو بردارم، پول و موبایل یادم نره!

پنج اُم؛ شبه پیش از امتحان

آه خدای مهربان! اینا چیه اینا میگن؟ من که هیچی حالیم نیست که! پس با دستپاچگی هرکی ورق خلاصه ای دستشه ازش میگیرم و مرور میکنم!
حس بدی داشتم!

شش اُم؛ حین امتحان

سوال 1. حفظی! بطور شانسی انتخاب میکنم =)) از 2تا یکیش درست مینویسم!
سوال2. حفظی! با حالتی متفکرانه نسبتن شانسی مینویسم! از 4تا یکیش درسته!
سوال3. بسیار آسان!
سوال4. آسان است! 5 و 6 هم به همین منوال!
سوال7. از خودم بلغور میکنم!
سوال8. یا نمره شو کامل میگیرم یا صفر!
سوال 9. کمی مشکل اما نصف نمره رو که میگیرم؟!
سوال 10 و 11 و 12 رو گند زدم!
سوال 13 و 14 هم بسیار آسان!
هنوز 40دقیقه مونده که با اقتدار به عنوان اولین نفر در کل مدرسه برگه ی امتحانمو تحویل میدم :دی

هفت اُم؛ پس از امتحان

در حیاط. آه ایزی عزیزم! (بردیا که میخواد بره انگلیس :(( --- المپیاد ادبی =)) )
امروز آخرین روزی بود که پاشو تو این مدرسه میذاشت!
کمی گل کوچیک باهاش بازی کردم و سپس با دخالت گاردیا توپمونو گرفتن =))
هرکی میاد درمورد امتحان سوال میکنه یه جفنگی جواب میدم!
تا 20دقیقه که از کسی از تجربی خبری تو حیاط نیست! بغیر از الکس (ملقب به کراسیچ :دی)
پس از اینکه همه اومدنم حال نداشتم منتظر سرویس بمونم خودم اومدم خونه!

×

پایان!

با تشکر از توجه شما به جفنگیات! نصفش خالی بندی بود بقیشم با اندکی تصرف!



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
طاها
1390/10/13 18:19
من نمیدونم این عسله کیه فقط بش بگید زیاد . . . شر ب امین نگه
که با حاجی طرفه ها !
خیلی دوس داره از میثاق آخر عاقبتشو بپرسه!
یاعلی . . .
پاسخ علیرضا : حاجی بی‌خیال! رسم لوتی‌ــا این نیست که دست‌ـشون رو با خون ضعیفه‌ها کثیف کنن!
مهشاد!
1389/10/16 23:25
ای بابا!
کجا پسرم؟!
بی خبر؟!
باشه!
برو به امان خدا!
امین
1389/10/16 21:54
سلام آقا شرمنده من حالم خوب نیست دیگه زیاد آفتابی نمیشم! سر میزنم ولی کامنت نمیدم! خداییش تو ای مدت خیلی حال کردم دم همتون گرم فعلا
پاسخ علیرضا : دل‌ـمون برات تنگ می‌شه!
خالی بستم!
مبین
1389/10/16 21:35
دیوانه شدم :|

هنوز ریاضی رو شروع نکردم.
پاسخ عسل : سوز به دلتون از اعماق وجود ما امروز امتحان دادیم! خیلی هم خوب بود!
امین
1389/10/16 20:40
اولا آق میثاق مهشاد نه و مهشاد خانم! دوما ما چاکریم!(خطاب به مهشاد بود) از عسل خبر داری؟ آفتابی نمیشه؟
asal
1389/10/16 20:39
به به می بینم که نبودم و همتون دپرس شده بودید!
راستی امین جواب میلت رو دادم!
بسه دیگه مگه این جا چت رومه؟؟ِه ینی چی این کارا!میرید خونتون یا با کمربند بیا؟؟؟(استایل ما کلا شاخه!)
پاسخ علیرضا : 2 روز نبودی از شرت راحت بودیم‌ـا!
ادای من‌ـم در نیار! این‌}ا که پیست اسکی نیست! ((:
مهشاد!
1389/10/16 18:45
من چی رو راست می گم؟!
من کلا چی می گم؟!
اصلا!
پسرم خیلی هم آقاست! (تا کور شود هر آنکه نتوان دید!)
پاسخ علیرضا : دفعه بعد کامنت‌های کی.اس رو پاک می‌کنم. جدی هم دارم می‌گم.
امین
1389/10/16 16:44
مبین اگه تو دروغ نمیگی منم تو لالیگا آقای گل شدم! (فعل ها مطابقت نداره به بزگی خودتون ببخشید)
پاسخ علیرضا : بز خودتی!
مبین
1389/10/16 16:20
من که اصلن دروغ نمیگم!
پاسخ علیرضا : دروغ می‌گه!
لی لی
1389/10/16 16:03
سلام خوب گفتی ولی به نظر من وقتی كاری جز حرص خوردن نمینونی انجام بدی بهتره سراغ سیاست نری.خود منم خوشم نمیاد از این سیاست لعنتی ولی فعلا مجبوری از رو اجبار سكوت كنی!!!!!!!!!!!!!
ی سوال از همه ی آدمایی دارم كه از این سیاست بدشون میاد
شماها خودتون هرروز چقدر كارای اشتباه انجام میدین یا دروغ میگین؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
ناموس یوونتوس
1389/10/16 16:02
داش میثاق کی مهشاد چنین حرفی زد؟
پاسخ علیرضا : والا!
امین
1389/10/16 15:35
عسل چرا نیست؟
پاسخ علیرضا : بهتر که نیست!
misagh
1389/10/16 14:44
amin mahshad rast mige dige be gand keshidi kamentaro
امین
1389/10/16 14:08
ذلول من قهر میکنم عین دخترا اسمایله :دی رو نمیبینی؟ کوری؟ بس کن دیگه ۲ باره شد چت روم
امین
1389/10/16 14:07
الان خوندم کامل کامنتت رو مرسی که به خاطر من خودتی در ضمن مبین میخوای اس ام اس هایی که میثاق بذارم رو وب ببینی میثاقکت بی ادبه یا نه؟
misagh
1389/10/16 14:02
amin chera eine dokhtara ghahr mikoni?
amin
1389/10/16 13:58
من آشغالم؟ من نبودم اون کامنته! حالا من دخترم مهشاد؟ هان هان هان؟ باشه از این به بعد دیگه کامنت نمیدم!
مهشاد!
1389/10/16 13:23
خب شد!
و الا خونه رات نمی دادم!
پاسخ علیرضا : خونه به اسم خودمه هر وقت بخوام میام هر وقت بخوام میرم! :پی
misagh
1389/10/16 12:55
un misagh paeeni man nabudam amin bud.
پاسخ علیرضا : باشه بهش می‌گم!
مهشاد!
1389/10/16 12:52
باشه! مامان جان!
حالا چرا مثل دختر ها هی میگی خودتی خودتی خودتی!!
(آره من که خودمم!
اگر خودم نبودم پس کی بود؟!
دیدی! الآن مردم دچار بحران شخصیت می شن!!! (خودم رو نمی گم))
یه وقت یکی میگه چرا این پسر رو مامانش عین دختر ها بزرگ کرده! باشه به خاطر تو! من خز و خیلم! فقط تو ها!!!
جناب آقای .. .. ! شغل جدید پیدا کردی؟(زدی تو خط نام گذاری!)
مبارکه!
حقوقش خوبه یا نه؟ کفاف خونه و زندگی رو میده؟!
پاسخ علیرضا : کفاف سیر کردن شکم شما رو می‌ده!‌ ((=
مبین
1389/10/16 12:52
مشخصن میثاقکم! انقدر بی ادب نیست =))

و امین آشغاله این کامنت پایین!
میثاق
1389/10/16 12:50
چرا انقدر به من گیر دادید؟ مبین من**شعر میگم؟ میخوای پتت رو بریزم رو آب بعدشم من نمیتکونم ک**م رو حالا هر چقدر میخواید اصرار کنید
پاسخ علیرضا : حرص نخور فشار خون‌ـت میره بالا ایشالا میفتی میمیری ما از دست‌ـت راحت می‌شیم! :دی
نینا
1389/10/16 12:20
سلام!
آخه این آپ مخصوص همشهریهای عزیز بود!
من خودم فرزانگان دو شیفت واسه بچه ها کلاس عملای نو میضارم
عملا:املا
میضارم : میگذارم
پاسخ علیرضا : بله بله!
مبین
1389/10/16 11:57
میثاق **شعر زیاد میگه :|
پاسخ علیرضا : تایید!
امین
1389/10/16 08:07
خودتی خودتی خودتی آینه ت رو شیکوندم! آینه ی من فولادیه در ضمن من ثوابمو کردم مطلب دادم مبین برام بذاره! خودم نمیتونم بتایپم! راستی میثاق الآن اس ام اس زد و گفت میخواد نظرات رو به *** بکشه
پاسخ علیرضا : میثاق؟ مامان بزرگ خیاط لباس عروس رو میگی؟ :دی
مهشاد!
1389/10/15 23:56
آقایون: علیرضا! مبین! فرید! امین!
خودتون خز و خیلید!
من نیستم!
آینه!
پاسخ علیرضا : کامنتی از طرف جوراب مادر فیلم‌بردار عروسی! :دی
ناراحت نشی‌ـا! دارم شوخی می‌کنم فضا تلطیف شه!
مهشاد!
1389/10/15 23:54

همتون خز و خیلید!
از دم!!!(یه کلمه هم از مادر عروس!)
زود تند سریع!
یکی یه ثوابی کنه! یه پست جدید بذاره!!!
پاسخ علیرضا : دستوری از جانب لنگه کفش پنچرگیر لاستیک ماشین عروس!
امین
1389/10/15 19:22
اووووف بابا گلوله ی احساس بابا لاو بابا پول تو جیبی بده. منم از صب از وقتی یه ۲ ساعت با میثاق بیرون بود. کلم پر از این اراجیف شده! منو به زور میبره کارای خلاف میثاق میثاق ۱ تکون میثاق ۲ تکون میثاق ک..ت و واسم بتکون
آراگوگ
1389/10/15 17:31
همیشه عاشق کسی باش که قلبش اونقدر بزگ باشه که واسه جا کردن خودت تو قلبش مجبور نشی خودت رو کوچیک کنی!
پاسخ علیرضا : چشم! ترتیب اثر میدیم!
amin
1389/10/15 16:52
ای *** تو این امتحان عربی که دادیم! بالای 15 بشم همتون رو میمهمونم! فربد چرا نمیاد وب؟ امروز برگشته به من میگه پسر محبوبم رو پیدا کردم میگم کیه میگه تویی
پاسخ علیرضا : ((= پسر مشترک!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


نمایش نظرات 1 تا 30


Admin Logo
themebox Logo