تبلیغات
تجربی های حلی - دهكده ای به نام "گا"

.:چو تجربی نباشد تن من مباد:.

دهكده ای به نام "گا"

نویسنده :امین
تاریخ:1390/08/15-19:49

با سلام خدمت تمامی دوستان

این پست جهت بالا بردن سطح فرهنگی و اجتماعی وبلاگ می باشد پس با دقت بخونیدش

و برداشت بد هم نكنید

انتقاد ها و پیشنهاد های شما دوستان رهگشا می باشد

همین دیگه بخونیدش:

درگذشته های دور در دامنه جنوبی البرز دهکده ای به نام " گا " وجود داشته است که امروزه به کلان شهر بسیار بزرگی تبدیل شده است .

جغرافیای پهناور گا از غرب به سلسله جبال البرز ، از شرق به کویر لوت ، از جنوب به حواشی خلیج فارس و از شمال به دریای خزر میرسد .

روزانه عده ی زیادی از این منطقه ی باستانی دیدن می کنند

چرا که گا جاذبه های توریستی ، اقتصادی ، اجتماعی و جنسی فراوان دارد ، که هر روز میلیون ها توریست را به این منطقه می کشاند

برخی از مورخان عقیده دارند که اولین قوم از اقوام آریایی در این دهکده سکنی گزیدند و میراث بسیار عظیمی رادر اختیار آیندگان این مرز و بوم بر جای گذارده اند .

ازین روست که می گویند به "گا" بودن ایرانیان ریشه ی تاریخی دارد .

عده ی زیادی از گردشگران با اشتیاق و تنهایی به گا میروند و عده ای دیگر به طور جمعی و با هماهنگی از سوی نهادی و سازمانی و یا بنا به درخواست همسر و یا یک دوست عزیز...

رفتن به گا هرگز سخت نیست ، چرا که ما ایرانیان اصالتا با آن زاده شده ایم و ریشه آبا و اجدادی همواره ما را به سوی این مکان شریف می کشاند .

مسیر رفتن به گا بسیار صاف و هموار است، اما مسیر بازگشت آن بسیار پر پیچ و خم بوده و هر کسی قادر به پی مودن آن نیست .

به همین دلیل اکثر افراد پس از به گا رفتن ، در همین منطقه ساکن شده و تلاشی در جهت بازگشت نمی کنند .

با این حال بلیط های مسیر به گا رفت بسیار ارزان و به وفور یافت میشود .

در گذشته به دلیل مرکزیت " گا " هر کس قصد داشت از شهری به شهر دیگر برود

باید ابتدا به گا می رفت سپس از آنجا به مقصد مورد نظر عزیمت می نمود حتی در اعصار گذشته جاده ای ابریشمین جهت به گا رفتن احداث شده بود که با حمله اسکندر و به گا رفتن او ، این جاده از رونق افتاد ، اما با گذشت زمان و رشد صنعت و تکنولوژی و توجه ویژه به این منطقه ی توریستی ،رفته رفته امکانات رفت و آمد به گا و همچنین شرایط اسکان در این منطقه مجددا فراهم شد .

به طوری که روزانه هزاران نفر به گا میروند

هم اکنون با تلاش بی دریغ مسئولین ، شما میتوانید از هر نقطه ی ایران که اراده کنید در عرض مدت کمتر از پنج دقیقه به گا بروید

با امکانات و شرایط ویژه ای که در این منطقه فراهم شده :

هر کس میخواهد خانه بخرد به گا می رود تا پول خرید خانه را بدست بیاورد

هر کس قصد تحصیل دارد به گا می رود تا در امتحان و کنکور ورودی دانشگاه ها پذیرفته شود

حتی دانشجویانی هم که در دانشگاه های شهر های دیگر زندگی می کنند گاهی برای تهیه مطالب و جزوات و منابع و یا پیدا کردن یک استاد درست و حسابی به گا می روند

از آنجایی که گا تبلور آزادی بیان است، همه ی نویسندگان به گا می روند

در این سرزمین هیچ تبعیضی و جود ندارد و همگان از زن و مرد و فقیر و غنی به سادگی به گا میروند ، البته جهت حمایت از قشر آسیب تسهیلاتی فراهم شده تا فقرا به سادگی و بدون دردسر به گا روند که این هم نشانه ای از عدالت در این سرزمین است .

آموزش و پرورش شرایط مدارس را طوری طراحی کرده که فضای آن همواره اتمسفر و حال و هوای گا را تداعی کند و کودکان و نوجوانان وقتی به مدرسه میروند به گا رفتن را به طور نمادین تجربه کنند. در واقع با تمهید چنین مدارسی معلمان و دانش آموزان به همراه والدینشان گویی هر روز به گا میروند، که این هم نشانه پیشرفت علم در این سرزمین است.

از سالیان دور و از زمان رضا خان کلیه ی سربازان 24 ماه خدمت خود را به گا رفته اند

این بدان سبب است که کلیه ی مردان هم مانند زنان در طول زندگیشان حداقل یک بار را به گا رفته باشند

اما در باره دختران بالغی که دوران تحصیلات اولیه را با موفقیت می گذرانند توضیح خاصی داده نمی شود


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
1395/02/15 17:04
گرم(جا موند)
kimia
1395/02/15 17:03
عالی بود دمت
محمدرضا
1393/02/9 15:44
خیلی خوب بود ، من الان تو گا هستم ولی نمیتونم بیام بیرون
MHSNSR
1391/02/1 16:18
كلی لایك! كلا لایك! فك كنم تا ایت متنو بنویسی خودت یه بار به گا رفتی و برگشتی
امین
1390/10/17 18:43
وسعت یافته شده کشور ایران الآن /:دی‏\‏
پاسخ علیرضا : یعنی از انگلیس دیگه نمیشه به "گا" رفت؟ :))
leader mahsima
1390/10/11 11:45
گا کجاست حالا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
پاسخ علیرضا : بسته به جنیست شخص، موقعیت جغرافیایی، نظر استاد فادرانی و یه سری فاکتورهای دیگه متغیره!
مونا پ
1390/10/10 17:31
لایک
پاسخ علیرضا : پلاس وان!
امین
1390/08/18 16:50
جوونی کجایی که یادت(ش) بخیر! :دی
عجب قلم انی داشتما :>
راضیم از خودم :دی

پاسخ علیرضا : ان هم از تو راضی‌ـه! خودم ازش پرسیدم! :دی
elnaz
1390/06/1 12:54
سلام امین جون مطلبت خیلی جالب بود!نظرات مطلب پایان تعطیلاتو حتما بخون!دوست علیرضاچقدر بی ادبه!روزت مبارک عزیزم!
پاسخ علیرضا : امین جوووووووووووووون ببینمت از کمر به پایین دارت می‌زنم! :دی
asal
1389/11/21 17:43
بعله من قبل از این کامنت یه کامنت گذاشتم و گفتم فهمیدم تو بودی به هر حال!همتون از دم بی شعورید !کلی اون علیرضا خان گفتم اشکال نداره از حلی رفتی عیبی نداره!یه سمپادی همیشه سمپادیه و اینا بعد آقا یه بار نگفت اون کامنت واسه ایشون نبوده!
بذاره یه فحش نثارت کنم نه بی خیال تو مرام ما نیس! هه
پاسخ علیرضا : 1. بی‌شعور خودتی پلید کثیف!
2. تو بلاگ نیومده بودم که بدونم کی به چه اسمی کامنت داده!
3. تو غلط می‌کنی فحش بدی! اصلا تو کی هستی که فحش بدی؟ هاه؟
آلوا !
1389/11/21 17:34
سلام . انگار کباب کردم . بیخیال . منظوری نداشتم به مولا .

علی ، زیستن برای گفتن گارسیا رو خوندی ؟ خوبه بگیرمش ؟
پاسخ علیرضا : کتاب‌ـای مارکز همه‌شون از دم خوب‌ـن!
amin
1389/11/19 19:14
وقتی جوابو تغییر میدی اولش اسممو بنویس باهوش خانوم
پاسخ علیرضا : باریک امین! این کی می‌خواد اینا رو بفهمه من نمی‌دونم! :دی
asal
1389/11/19 17:45
امین؟؟تو چرا جوابای منو تغییر میدی؟؟اون کراسیچ چیه می نویسی؟؟از این کلمه متنفرم!
اصلا نگید!بعدش فکر کنم به خودش مربوط بود جواب بده نه تو! خودشم که میگی دوس نداره بگه باشه به من ربطی نداره نمی دونستم نمی خواد بگه واسه همین پرسیدم وگر نه نمی پرسیدم!
پاسخ علیرضا : شما بی‌خود کردی پرسیدی! حله؟
با تشکر از امین و تف تو حلق اونی که به اسم من کامنت داده!
با تشکر! :دی
مبین
1389/11/18 23:02
علیش تو هم مثه احمد؟

علافی؟ **چرخ؟ :دی
پاسخ علیرضا : دو هفته تو یه هم‌چین شرایطی بودم! :دی
asal
1389/11/18 19:11
میشه یکی درست جواب بده این علیرضا کجا میره؟از حلی میره؟
پاسخ امین : شرمنده نمیشه :دی
اگه بخواد خودش میگه :|
amin
1389/11/18 18:59
من نبودم اون اسپمر
پاسخ امین : :- دبلیو
علیرضاش!
1389/11/18 01:21
گفته بودم 2 بهمن برمیگردم ، اما نشد . به هر حال اعلام کنم سمپاد و علیش دو روی یک سکه هستند . یعنی علیش نباشه ، کل سمپاد باید به همین دهکده "گا" بره . چون طبیعتا سکه ای وجود نخواهد داشت .
یه سوال داشتم هر کی میتونه راهنماییم کنه : از کجا میتونم میز بیلیارد و مخلفاتش رو تهیه کنم
پاسخ علیرضا : کره خر نفهم چرا به اسم من کامنت می‌دی؟ من هنوز هستم و هیچ‌جا هم نمیرم! انصافا انقدر خنگ‌ـین که نمی‌فهمین این من نیستم؟ :دی
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
نمی‌دونم کی: وقتیکه موقه ی رفتن رسید علامه شگفت زده نیگا میکرد محمودی داد میزدش گریه بسه ...
تو ازم دور شدی سایه ها سنگ شدن ابرا دلتنگ شدن آسمون محو شد و ... (حالم بد شد انقد احساسی صحبتیدم)
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
عسل: بله بله چند روزی نبودم وبلاگ تاریک شده بود و از این حرفا!الان منور شد!از کجا بر میگردی؟؟کجا میری؟قضیه چیه؟من که تو مدرستون نیستم از اینا خبر ندارم به منم بگید دیگه!:دی
جدا داری از سمپاد میری؟؟؟بزن به افتخارش،کفو برو تو کارش!:دی چی چیو اشتباه محضه از سمپاد بری!
اون بیلیارد رو من نمی دونم یکی بیاد بگه!:دی
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
عسل تو هنوز نفهمیدی نباید کامنتی که بهت هیچ ربطی نداره رو جواب بدی؟ مثل این که دوباره هوس کردی اختیاراتت رو بگیرم! آره؟‌ :-دبلیو
اسپمر
1389/11/17 18:13
وبتون حرف نداره
پاسخ امین :
اول یه معذرت خواهی جدا وقت ندارم زیاد خز بازی کنم!مرحله 3 رو شروع کردیم خیلی سنگینه!
این عسل هم که بلد نیس خز بازی کنه!باید بهش یاد بدم در نبود من به کارام رسیدگی کنه!:دی
اگه بتونم فردا دو سه تا دیگه بلاگ سر می زنم!
گاما
1389/11/15 20:51
با "مـجـمـوعـه سـوتـی هـای تـرم اول سـال تـحـصـیـلـی 90-89" آپم
منتظرم
پاسخ علیرضا : ما که نمیایم، صبر کن ببینیم خزمون چی‌کار می‌کنه! :دی
دی جی پشمک
1389/11/15 16:03
دلم برای آقای صابر خیلی تنگ شده ...
سلام منو بهش برسونید !
البته با این اسم : "سلطان!"
بگید سلطان سلام رسوند!
امید معظم هم که بله ... !
از طرف من بهش چاپ شدن کتاب شعرشو تبریک بگید ...
البته بگید از طرف " شاعر طنز پرداز پارسال ! "
این مصراع رو هم بگید یادش میاد :
"گر خواهید غم را زیر و زبر کنید ..."
یادش بخیر ....
دبیرستان !
چه روزگاری بود!!!!!!
این چند ماهی که براتون باقی مونده : حالشو ببرید!!!!!!!
یه دست فوتبال هم به جای ما بزنید!
امین
1389/11/14 17:36
@ یکی از دوستای پرستو بلک:
"در حدی نیستی که بخوام بگم چه فرقی داره!"
خوشحال شدیم!(حال دادی)

پاسخ عسل : اومده بود غیر مستقیم آدرسه بلاگ خودشو به بهونه ی کمک و دفاع از دوستش بده؟نه؟دی
سیانوباكتری سمپادی!
1389/11/14 11:27

عیبه مطالب جالبی كه میخونم بزارم!
پاسخ امین : 1 بار هم کامنت بذاری میفهمیم! :دی
مرگ بر اسپمر :پی
پرستو سمپادی!
1389/11/13 15:52
به به سلام دوستان نسبتا قدیمی!

خوبین؟

دوباره وبلاگ اینجانب تاسیس شد

منتظرتونم!

پاسخ امین : شما با پرستو بلک نسبتی داری؟!

ahf
1389/11/13 12:04
هوالمعز
سلام
فکر نکنین انقدر مهمین که اومدم نظر می دم ها ! ( ولی از اونجایی که هم شهریین ( حلی شهر رو می گم ) این افتخار رو بهتون می دم که این comment رو بذارم ! )
دلم برا دبیرستان تنگ شده ! یه روز ( 1.5 سال پیش ) یکی از معلمای راهنمایی بهم گفت دبیرستان چطوره ؟ گفتم : « . . . چی بگم والا ؟! یاد راهنمایی بخیر ! » . بهم گفت : « می ترسم 2 سال دیگه همین حرف رو بزنی ! » . اون موقع شاید فکر می کردم که این حرف رو نمی زنم ، ولی الان این حرف رو می زنم ! ( شما هنوز 4 ماه فرصت دارین که این حرف رو نزنین ! ملت ! نمی خوام بترسونمتون ، ولی پیش دانشگاهی وحشیه !! خودم این رو حس نمی کردم تا وقتی الان عکسای در و دیوار دبیرستان رو دیدم و یاد پارسال و پیارسال و قبلنا افتادم ! ( البته الانم از این می ترسم که 1 سال دیگم همین حرف رو بزنم !! ) )
به هر حال دلم برا دبیرستان خیلی تنگ شده ! سلام من رو به در و دیوارای مدرسه ، آزمایشگاه زیست و اتاق زیست و اتاق مشاوره و . . . برسونین ! ( دلم برا الافیای اتاق زیست و کنار آقای رضایی و آقای لاری مگس پروندن تنگ شده ! دلم برا پیچوندن کلاس و در رفتن سر راه رفتن به آمفی تئاتر برا فیلم زبانم تنگ شده ! حتی دلم برا صدای زنده بودی که میومد بچه ها رو خفت می کرد هم تنگ شده !!! )
( در ضمن : سلام من رو به آقایان حبیبی و لاری و رضایی و صابر برسونین ! ( با همین اسم "ahf " بگین بگردن پیدا کنن که کیم ! ( البته آقای حبیبی وبلاگمم می شناخت ، بهش بگین ! ) )
جای ما با دبیرستان حال کنین . . .
پاسخ امین : میکنیم!
میرسونیم!
فقط آقای رضایی هم اکنون در یک روستای فرانسه زبان در کانادا اقامت دارد!
ahf
1389/11/13 12:04
comment بالا رو اشتباهی برای یه مطلب دیگه گذاشتم ! ( البته فرقی نمی کنه ، فقط این جام می ذارمش که ببینین ! ) ( رفته بودم اون جا عکساس مدرسه رو ببینم )
سیانوباكتری سمپادی!
1389/11/13 08:23
_________*___*___*__*_______******
__________*___*__*________**::::::::**
______________*__*_______**::::::::::**
_______________*__*_____**:::::::::::**
________________*__*___*:::::::::::::**
_________________*_*__*::::::::::::::**
_____**********____##*::::::::::::**
___**:::::::::::::::::::* ^^*::::****::::**
__**::::::::::::::::::::*^^^**:::::::::::::**
___**::::::::::::::::::::::*^^ ^*:::::::::::::**
_____**:::::::::::**::::::**^^*:::::::::::**
__________****:::::::::::::*^*********
____________**:::::::::::**
___________**::::::::**
_______.oº º .******
……O º *
*.°
º
...°
....O
.......°o O ° O
.................°
.............. °
............. O
.............o....o°o
.................O...H`l!
آپم
پاسخ امین : خب به ما چه؟!
:دی
amin
1389/11/12 20:46
عسل آیا کسی تو رو مخاطب قرار داد؟؟ مگه تو حلی میای که من میگم امروز ندیدمت بخودت میگیری :-/
پاسخ علیرضا : خود تحویل‌گیری مزمن! :دی
asal
1389/11/12 19:45
نخیر !کلاس المپیاد داشتم تا ساعت6!
منو مسخره ی خودت کردی؟
پاسخ عسل : آخیش!راحت شدم!آزادی عمل!:D
مبین
1389/11/12 18:56
علیش نگفتی کجا آخرش :|

دهنمونو صاف کردی انقد استت بیمحتوا گذاشتی تو فیس بوک : دی

آخرش که چی :|
پاسخ علیرضا : هیچی!
امین
1389/11/12 18:26
علیش بیخیال باز دعوا میشه! راستی رفتی از حلی؟ امروز ندیدمت گفتم بسا رفتی!
پاسخ علیرضا : نه هنوز! می‌خوام برم اینا (مامانم اینا) نمیذارن! :دی
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


نمایش نظرات 1 تا 30


Admin Logo
themebox Logo