با یه پست آبكی و خز دیگه اومدم! دیدم كسی حال و حوصله ی آپیدن نداره گفتم خودم بیام یه صفایی بدم!
شعر از خودم دَر كردم در وصف تكالیف گرانمایه ی عید!
اِهم
چیزه!:چه خوش گفت این عسل شیرین سخن!
1.در آن سال كه نامش بُوَد هشتاد و نه................به سر كردیم ما آخرش را چه گوه
2.دو هفته مانده به سال نود ................بكردیم ما خود را تعطیل و ول(این ول اصلا قافیه نشد واسه ما!دی)
3.چه خوش بود آن چهارشنبه ی آخرش...................كه تا می توانستیم تهران را زدیم آتشش!(اینم میشه: كه تا می توانستیم نمودیم از آن عقده به درش!)
4.پس از آن شد وقت تحویل سالش....................كه تا ساعت3، آن بودیم ما از بَرَش!
5.شدش چشمان من تیره و كم سو....................تا آغاز گردد این سال جدید و نكو!(ساعت 3نصفه شب بود خب خوابم می یومد!)
6.(در این هفته ی اول) چه باید كرد با این همه بیچارگی..........تكالیف عید و خرید و بی خانگی(این بی خانگی آخرش واسه ایم ملت كه میریزن ایلی خونه آدم نمیزارن به كارش برسه گفتم!اون موقس كه كوچه خلوت تر از خونه هس!)
7.كه چه خاكی بر سر كنم من خدا.......رُس و ماسه و گِل باشدا!
8.كنم من تف به این همه تكلیف بی سود.........كه باید تمامش كنم تا به قبل از روز موعود
copزدن از آن و این10.كنند شكر و فرستند درودش خدا را...........كه حل گشت دینی خدایا نگه دار
ADB را11.پس از آن شدند دست به دامان پروردگار ...........كه بر ما بفرست زین ادیبی ها دیگر بار
12.كه او حل كرده باشد هندسه،فیزیك و ریاضی...........تمام كرده باشد زمین و زیست و باز هم دینی!
ههههههههههه تموم شد!
_____________________________________________________
1. خودتون دست بكار شید مقش هاتون رو بنویسید بهتره!
2.علیرضا مفقود شده! آخ جون نیس كه به من گیر بده!بیاد باز می خواد بگه پستت خزه!![]()
![]()
3.مبین بیا دسترسی منو به لینك ها باز كن!![]()
4.بیت 9 اسم های علیش و فرید رو فقط واسه قافیه گذاشتم! در مورد اون دوتا صدق نمی كرد!و این كه علیرضا معذرت بابت این كه نوشتم علیش !بابت وزنش بود دیگه راضی باش!:دی
5.من اصلا طبع شعر گفتن ندارم اینم واسه این بود كه وبلاگ از دهن نیفته!:![]()
6.امری نیس!
7. چرا یه موردی جا افتاد اون بیت اول كه خیلی روم به دیوار نوشتم گ*ه خوب؟ اون فقط واسه قافیه هستا!مفهموم رو كلا تغییر داد! آخرای سال خیلی خوب بود!
ادامه مطلب
طبقه بندی: همین جوری !!،

