به ادامه مطلب بروید


ادامه مطلب

طبقه بندی: همین جوری !!،  خنده بازار،  مطالب جالب، 
برچسب ها: خنده بازار، حلی، تجربی،  
نوشته شده در تاریخ 1388/09/12 ساعت 18:28 توسط فربد

در ابتدا به سوالات زیر پاسخ دهید :

16 آذر چه روزی است ؟؟؟

  1. روز دانشجو  2. 22 بهمن  3. سه شنبه  4. تعطیل  5. گزینه 6

  6. همه موارد  7. موارد 5 و 6     8. جواب ندارد

شما عضو چه جنبشی هستید ؟

1. جنبش سبز  2. جنبش زمینه صورتی با گل های زرد  3. جنبش مولکولی 

 4. ما ساکنیم

راستش دیگه نمیخواستم رو وبلاگ پست سیاسی بذارم ولی بنا به دلایل زیر!! نشد پس بریم تو کار پست سیاسی !!!

اولا اینکه آقای کانون بسیجی شده نه سبز (عکس در ادامه ی مطلب)


دوما هم یه سری شعار محمودی برای 16 آذز :

یا علی   زنده باد احمدی

احمدی احمدی حمایتت می كنیم

خامنه ای زنده باد    احمدی پاینده باد



ادامه مطلب

نوشته شده در تاریخ 1388/09/11 ساعت 20:58 توسط فربد

سلام ...

راستش قرار نبود من هر چی میشه رو به عنوان خاطره بذارم رو وبلاگ منتها دیروز رفته بودیم پینت بال که حیفم اومد خاطرش رو براتون تعریف نکنم ، در ضمن یه مژده هم بهتون بدم از امروز ما در خدمت استاد جنگ ، پدر چنگیز خان جناب شاهد کاظم لو ( ای جان ! ) هستیم که با مطالب وحشیانشون ما رو سر گرم میکنندجالبه بدونید پسوردش هم اسم یه موشکه !! و اما خاطره ...

دیروز الیوم که به همراه جمعی از یاران من جمله طاها السلطنه ،جنگاور شاهد ، خواجه احسان  حاج خشی و شیخ نوا و تنی چند از دیگر درسگاه ها به باشگاه رنگین توپ رفته بودیم حین ورود با مردی رشید و خوش اندام مواجه گشته که از ورود ما به داخل ممانعت نمود ایشان فرمودند که شما بدون هماهنگی قبلی آمدید و چندی از قبل ما را رزروین نموده اند ما نیز که خسته و درمانه از مدرسه آمده بودیم عصبانی گشته و به طاها السلطنه خان فرمودیم که با شیخ عجل پهلوان فرازی مکالمه برقرار نمایند ...

طاها السلطنه با پهلوان فرازی تماس گرفته و به ایشان فرمودند که هرچه سریع تر به مامن گاه ما بیایند و مشکل را حل کنند پهلوان با سرعتی مثال زدنی با اسبش که بعد از اختشاشات اخیر خریداری نموده بود ( اسب پیشینش در اختشاشات آسیب دبده بود ) خود را به ما رسانده و در آخر قرار شد که دیگر کسان اندکی بازی کنند و ما بعد از آنها مشغول بازی شویم ...

چندی گذشت و گذر زمان نوبت را به ما رساند ما نیز لباسهایی رزمی پوشیدیم و به داخل زمین رفتیم بعد از توضیحات مسئول زمین شروع به رزم  نمودیم ، در تکاپوی حمله بودیم که متوجه شدیم 3 مرد اندامی سلاحشان را به سمت ما نشانه گرفتند از نبود چاره مجبور گشتیم به پست سنگری با شیرجه ای پینانه * به پشت یکی از سناگر پناه ببریم ...

بر اثر این حرکت یکی از تیر های ما درون تفنگ ترکید و باقی تیر ها نیز فاسد گشتند اما از آنجا که همراهانی بس جوانمرد داشتیم نفری 4-3 تیر به ما دادند و ما از غافله جا نماندیم ، در چند دست بعد در حالی که ما نظاره گر بودیم خواجه حسام تیری رها نمود وتیرش بر دهان حاج خشی اصابت کرد و ما و سایر دوستان بسیار خندیدیم چندی بعد ما نیز تیری رها نموده که به محافظ چشمی تنی از حریف برخورد کرد و کلی حال نمودیم ، بعد از آن در پشت سنگری کوتاه نشستیم و آماده ی حمله گشتیم تا سر مان را بالا آوردیم مشاهده نمودیم که 3 تن آماده تیر اندازی به ما بودند از فاصله ای بس اندک ...

ما نیز سلاح خود را بالای سنگر قرار داده و 1 تن از آنها را مورد اصابت قرار دادیم آنان نیز به شدت اعتراض میکردند که به تو تیری خورده و باید بیرون روی هر چند که حد اقل خود ما چیزی حس نکرده و اثری از رنگ بر ما نبود ( به گمان خودمان ) جنگاور شاهد نیز ما را به رگبار بسته بود و میگفت : « بیرون بیا دیگر یاَه ه ه ه ... » چندی بعد ما هدشات شده و بیرون رفتیم اما بشنوید از آخر دست ...

در آخر دست عده ای تیرشان تمام شد و بیرون رفتند ما ماندیم ُ خواجه حسامُ  طه السلطنهُ شیخ نوا و دو تن دیگر  ، ما مسئولیت پشتیاری شیخ را عهده دار شدیم در حالی که شیخ به نزدیکی طه السلطنه رسیده بود طه السلطنه با سلاح خالی به سمت او تیر اندازی ککرد شیخ نیز فریاد بر آورد : «آآآآآآآاخخخخخخ نزن و بر ما نیز داد میزد که چرا پشتیاری نمیکنی » بعد از چندی که شیخ مسئله را فهمید همگی با هم خندیدیم و به سمت رخت عوض گاه رفتیم و پس از آن به سمت «مترول» روانه گشتیم تا به منزل برسیم ...

فربد الملک خان 1188 ه.ش

پا نویس : در اینجا لازمه که از شاهد به خاطر اول پست عذر خواهی کنم و بگم که قصد مسخره کردنش رو نداشتم و میخواستم باهاش شوخی کنم . جدا شاهد یکی از باحال ترین بچه های کلاسه منم خیلی دوسش دارم .



ادامه مطلب

طبقه بندی: موبایل، 
برچسب ها: خاطرات فربد الملک خان،  
نوشته شده در تاریخ 1388/09/10 ساعت 19:08 توسط فربد

الیوم که بنده با فرط خستگی بسیار از مکان ورزش بازگشته بودیم اتفاقی بس عجیب برایمان رخ داد ...

حینی که به سمت غذا خور گاه در حال حرکت بودیم سه جوان جاهل و نادان تنی چاق و دو تن دیگر لاغر مشغول بازی کودکانه کوچک گل در حیاط بودند . با عبور این جانب از کنار آنها اول بار توپی از روی سهو و خطا به سمت بنده روانه ساختند در این حین بود که ما با نگاهی عاقل اندر نادان به آنها خیره شدیم .

تنی نادان از این جوانان که ادعای زیاد و دبدبه ی بسیار داشت توپی دیگر به سمت ما افکند از جایی که کرم و بزرگواری فربد الملک خان جهان گیر است وی را بخشیدیم  بار دیگر جوانی دیگر این کار را تکرار کرد باز نیز ورا بخشیدیم دفعه ی سوم که کارشان تکرار شد عصبانی گشته و به آنها گفتیم که : شما را چه مرض است؟ آنها که فکر میکردند غد اند به سمت ما آمده و ما در یک آن با هر سه ی آنها گلاویز گشته و حقشان را کف دستشان گذاشتیم ...

چندی بعد از زد و خورد ما را به نظم گاه برده و شروع به پرسه جو نمودند ...

سه جوان نادان گفتند که ما به آنها فحاشی نموده ایم ما نیز از این یاوه گویی آنها به سطوح آمده و با خود اندیشیدیم ....

فکری بس گران به ذهنمان رسید به ناظمشان گفتیم که سه برگه به آنها دهید و بگویید هر کدام جداگانه فحش را بنویسند ( چنین افکاری تنها به اذهان بس توانا خطور میکند ) آنها ابتداً تفره !! رفته اما پس نادانی از آنها در بین نظر همگان با دو تن دیگر هماهنگ کرد ناظم فهمید و پس از ملامت بسیار آنها را وادار به عذر خواهی از این جانب نمود و جملگی خیار گشتند .

فربد الملک خان 1188 ه.ش



ادامه مطلب

طبقه بندی: موبایل، 
برچسب ها: خاطرات فربد الملک خان،  
نوشته شده در تاریخ 1388/09/8 ساعت 16:40 توسط فربد

سلام

امروز صبح که بیدار شدم حس عجیبی داشتم نمیدونم حسش خوب بود یا بد ولی میدونم که مجبورم کرد حدوداً 3 ساعت از روز رو تو یه جای کوچیک و تنگ بگذرونم . (به همین دلیل هم مدرسه نیومدم )

تازه از دست این حس خلاص شده بودم که یه چیز دیگه اعصابم رو خورد کرد . من نمیدونم شما مرض دارید یا میخواید با من شوخی کنید میدونید چه قدر وقت گذاشتم تا این اکانتاتون رو درست کنم که بیاید مطلب بنویسید اونوقت شرط میبندم بعضی هایی که اسمشون به عنوان نویسنده تو وبلاگه حتی یک بار هم نیومدن ببینن وبلاگ چه شکلی ...

بعد میگید چرا غر میزنی !!؟؟ خداییش غر نداره نزدیک 2 ساعت وقت گران بها صرف شده تا این اکانت ها درست شن اونوقت شما حتی به وبلاگ سر هم نمیزنید باشه من هم بلدم وقتی که اکانت ها رو حذف کردم میفهمید !!!

بعضی از دوستان موقع نوشته شدن این پست اکانت هاشون حذف شده بقیه هم به جز مبین 1 هفته وقت دارن که یک مطلب درست حسابی بفرستن وگرنه اکانتشون حذف میشه در ضمن از این به بعد هر هفته باید حداقل یک پست جدید بدید وگرنه حذف ...



ادامه مطلب

طبقه بندی: نرم افزار، 
نوشته شده در تاریخ 1388/09/3 ساعت 22:24 توسط فربد

سلام ...

آخیش راحت شدیم ... !!

بالاخره امتحانات میان ترم تجربی ها تموم شد ( هه هه هه بیچاره ریاضی ها باید 5 شنبه امتحان هندسه بدن ) و میتونیم شب عین آدم بخوابیم (دوستان برداشت بد نکنید منظور شب درس خوندن نصف شبه ) .

جا داره یه تشکر حسابی از مبین بکنیم که مسئولیت گذاشتن جزوه ها رو رو وبلاگ بر عهده گرفت،هر چند شما نامردا یه تشکر هم تو نظرات ازش نکردید  قابل توجه دوستی که همش بر علیه محمود کبیر نظر میده ولی دو دقیقه وقت نمیذاره 4 خط تشکر کنه .

از احسان هم که جزوه هاش رو در اختیار ما گذاشت تشکر میکنیم .

حالا که غول مرحله اول رو پشت سر گذاشتیم با تمرینات برنامه ریزی شده آمادگی خودتون رو حفظ کنید که بالاخره ترم نزدیکه ، ترم خیلی مهمه ... تا غول مرحله دو رو هم با موفقیت پشت سر بذاریم .

در انیجا لازم میدونم که از طرف همه ی بچه ها از آقای شریفی  استاد مسّلم ریاضیات به دلیل تدریس عالی ، کلاس های پر انرژی و تصحیح فوق العاده برگه ها تشکر کنیم .

همچنین از سگ محترمی که مسئولیت خوردن رو بر عهده داشت تشکر میکنیم !!!

 



ادامه مطلب

نوشته شده در تاریخ 1388/08/27 ساعت 20:05 توسط فربد

«با نزدیک شدن امتحانات میان ترم بار دیگر تب جزوه در مدرسه بالا گرفت. »

فری نیوز november 6 2009

همونطور که میدونید امتحانات میان ترم نزدیک است و همواره میان ترم زنگ خطری بوده برای دوستانی که جزوه بردار خوبی نیستند در همین راستا با مشورت بنده با شورای وبلاگ تصمیم گرفته شد که جزوات دانش آموزان خفن جزوه بردار که شامل دوستان خر نویس (دوستانی که عطسه معلم را هم در جزوه ثبت میکنند .) و دوستان خوب نویس(جملات درست حسابی مینویسند. ) میشود در وبلاگ قرار بگیرد .

از دانش آموزان خر نویس و خوب نویس دوستان زیر مد نظر هستند :

مسعود

احسان

جعفر

اگر شما کس دیگه ای رو در نظر دارید میتونید تو قسمت نظرات بگید در  مورد جزوه هایی که میخوایم بذاریم رو وبلاگ فعلا فیزیک و زیست گیاهی  و جانوری انتخاب شده اگر جزوه ی دیگه ای رو هم میخواید بازم تو نظرات بگید .

فربان قد رعنای شما فرید



ادامه مطلب

طبقه بندی: نرم افزار، 
نوشته شده در تاریخ 1388/08/15 ساعت 10:55 توسط فربد

سلام ...

این نظر رو بخونید :

بچه های مشتی 202 وبلاگو از دست این بوزینه پرست ها در می آرید یا در بیاریم؟

نمیدونم کی این نظر رو رو پست اول که عکس دکتر رو گذاشتیم نوشته ولی میخوام بهش چهار تا چیز بگم :

اول اینکه جرات داشته باش و اسمت رو بنویس ( نمیخوریمت ... )

دوم اینکه تو این وبلاگ به کسی توهین نمیکنیم میخوای من هم الان صد تا فحش به آقای میر حسین بدم ...

سوم اینکه تو این وبلاگ آزادی بیانه تو هم میتونی بیای عضو شی در مورد نامزد مورد علاقت بنویسی ...

قسمت 4 بنا به دلایل اخلاقی حذف شد !!!



ادامه مطلب

نوشته شده در تاریخ 1388/07/24 ساعت 18:38 توسط فربد
(تعداد کل صفحات:9)      ...   5   6   7   8   9  
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | ویرایش: علیــش | بازنویسی: مـُبیــن