با سلام خدمت تمامی دوستان

این پست جهت بالا بردن سطح فرهنگی و اجتماعی وبلاگ می باشد پس با دقت بخونیدش

و برداشت بد هم نكنید

انتقاد ها و پیشنهاد های شما دوستان رهگشا می باشد

همین دیگه بخونیدش:

درگذشته های دور در دامنه جنوبی البرز دهکده ای به نام " گا " وجود داشته است که امروزه به کلان شهر بسیار بزرگی تبدیل شده است .

جغرافیای پهناور گا از غرب به سلسله جبال البرز ، از شرق به کویر لوت ، از جنوب به حواشی خلیج فارس و از شمال به دریای خزر میرسد .

روزانه عده ی زیادی از این منطقه ی باستانی دیدن می کنند

چرا که گا جاذبه های توریستی ، اقتصادی ، اجتماعی و جنسی فراوان دارد ، که هر روز میلیون ها توریست را به این منطقه می کشاند

برخی از مورخان عقیده دارند که اولین قوم از اقوام آریایی در این دهکده سکنی گزیدند و میراث بسیار عظیمی رادر اختیار آیندگان این مرز و بوم بر جای گذارده اند .

ازین روست که می گویند به "گا" بودن ایرانیان ریشه ی تاریخی دارد .

عده ی زیادی از گردشگران با اشتیاق و تنهایی به گا میروند و عده ای دیگر به طور جمعی و با هماهنگی از سوی نهادی و سازمانی و یا بنا به درخواست همسر و یا یک دوست عزیز...

رفتن به گا هرگز سخت نیست ، چرا که ما ایرانیان اصالتا با آن زاده شده ایم و ریشه آبا و اجدادی همواره ما را به سوی این مکان شریف می کشاند .

مسیر رفتن به گا بسیار صاف و هموار است، اما مسیر بازگشت آن بسیار پر پیچ و خم بوده و هر کسی قادر به پی مودن آن نیست .

به همین دلیل اکثر افراد پس از به گا رفتن ، در همین منطقه ساکن شده و تلاشی در جهت بازگشت نمی کنند .

با این حال بلیط های مسیر به گا رفت بسیار ارزان و به وفور یافت میشود .

در گذشته به دلیل مرکزیت " گا " هر کس قصد داشت از شهری به شهر دیگر برود

باید ابتدا به گا می رفت سپس از آنجا به مقصد مورد نظر عزیمت می نمود حتی در اعصار گذشته جاده ای ابریشمین جهت به گا رفتن احداث شده بود که با حمله اسکندر و به گا رفتن او ، این جاده از رونق افتاد ، اما با گذشت زمان و رشد صنعت و تکنولوژی و توجه ویژه به این منطقه ی توریستی ،رفته رفته امکانات رفت و آمد به گا و همچنین شرایط اسکان در این منطقه مجددا فراهم شد .

به طوری که روزانه هزاران نفر به گا میروند

هم اکنون با تلاش بی دریغ مسئولین ، شما میتوانید از هر نقطه ی ایران که اراده کنید در عرض مدت کمتر از پنج دقیقه به گا بروید

با امکانات و شرایط ویژه ای که در این منطقه فراهم شده :

هر کس میخواهد خانه بخرد به گا می رود تا پول خرید خانه را بدست بیاورد

هر کس قصد تحصیل دارد به گا می رود تا در امتحان و کنکور ورودی دانشگاه ها پذیرفته شود

حتی دانشجویانی هم که در دانشگاه های شهر های دیگر زندگی می کنند گاهی برای تهیه مطالب و جزوات و منابع و یا پیدا کردن یک استاد درست و حسابی به گا می روند

از آنجایی که گا تبلور آزادی بیان است، همه ی نویسندگان به گا می روند

در این سرزمین هیچ تبعیضی و جود ندارد و همگان از زن و مرد و فقیر و غنی به سادگی به گا میروند ، البته جهت حمایت از قشر آسیب تسهیلاتی فراهم شده تا فقرا به سادگی و بدون دردسر به گا روند که این هم نشانه ای از عدالت در این سرزمین است .

آموزش و پرورش شرایط مدارس را طوری طراحی کرده که فضای آن همواره اتمسفر و حال و هوای گا را تداعی کند و کودکان و نوجوانان وقتی به مدرسه میروند به گا رفتن را به طور نمادین تجربه کنند. در واقع با تمهید چنین مدارسی معلمان و دانش آموزان به همراه والدینشان گویی هر روز به گا میروند، که این هم نشانه پیشرفت علم در این سرزمین است.

از سالیان دور و از زمان رضا خان کلیه ی سربازان 24 ماه خدمت خود را به گا رفته اند

این بدان سبب است که کلیه ی مردان هم مانند زنان در طول زندگیشان حداقل یک بار را به گا رفته باشند

اما در باره دختران بالغی که دوران تحصیلات اولیه را با موفقیت می گذرانند توضیح خاصی داده نمی شود

ادامه مطلب

طبقه بندی: مقالات علمی،  همین جوری !!،  عمومی،  اخبار جهان، 
نوشته شده در تاریخ 1390/08/15 ساعت 19:49 توسط امین

پیش‌نویس علیرضا: قالب بلاگ ویرایش شد دوست‌ـان! بالاخره پربازدیدترین بلاگ دانش‌آموزی سمپاد باید یه قالب شیک و مخصوص و منحصر به‌فرد داشته باشه دیگه!
البته یه مقدار زیادی سنگین شد، اما اصلا مهم نیست! چند بار صفحه رو Refresh کنید که عکس‌هاش براتون کــَـش بشه! مشکل خودتونه! :دی
خیلی خوب در نیومد ولی به نسبت وقت کمی که براش گذاشت‌ـم (30 دقیقه) خیلی هم بد نیست؛ از سر اکثرتون هم زیاده! یه ایراداتی هم داره که به زودی رفع میشه.
با تشکر...


پست اصلی توسط امین
ویرایش شده توسط مبین
(قافیه رو حال کن )

با سلام و عرض ادب؛ احتراما به بصر شما میرسانم که عنوان گویای بعضی چیزا هست، اما گویای همه چیز نیست!

همانگونه که شاید به سمع شما دانش آموز تجربی (و یا ریاضی) رسیده باشد، یکی از دانش آموزان تجربی به رسوایی عالم مفتخر گشته و آبروی هرچی عمل کریه و شنیع و قبیح هست رو برده.

یاد قهوه ی تلخ افتادم! رسوای عالم (بر وزن ِ قبله ی عالم!)

داستان ما از این قرار است که روزی روزگاری آدمی بود به اسم آرش(آرش نبود اسمش! برای اینکه آبروش نره اسمشو گذاشتیم آرش )

که خوب چیزی بود! یه آدم دیگه ای هم بود که خیلی شریر بود. اسمش چی بود؟ امین! (امین بود دقیقن! یعنی خودم!)

آرش در حال حل تمرینات آمار و مدل سازیش بود که یهو گوشیش زنگ زد. امین(یا همون سمیرا!) سلام کرد و گوشیو قطعید!

سپس وارد وادی والای پیامک بازی شدند که در شرح رسوایی به شرح این وقایع میپردازیم!


ادامه مطلب

طبقه بندی: اخبار کلاس،  اخبار مدرسه،  همین جوری !!،  خنده بازار،  خاطرات،  پسرونه، 
نوشته شده در تاریخ 1389/10/1 ساعت 00:50 توسط امین
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | ویرایش: علیــش | بازنویسی: مـُبیــن