ساعت یک و نیم شب ، خونمون ، صدای زنگ پیامک
بهشتی : فربد جون خوابیدی ؟ پاشو بیا یکم چت کنیم D:
کمی بعد ، خونمون ، من در حال ارسال پیامک
بهشتی جون ساعت یک و نیم شبِ ، تو شب کاری به فکر بقیه هم باش .
کمی بعد تر ، خونمون ، یاهو مسنجر
- فربد داری چاق میشی ، یه کم به خودت برس !!
- آره جدیدا خیلی غذا میخورم
- خب کمتر بخور ! اینجوری پیش بری ۳ ، ۴ سال دیگه اینقدر چاق میشی که نمیتونی تکون بخوری ، اونوقت آبروت پیش ملت میره !
- اول اینکه مشخص کن چی رو کمتر بخورم !! دوما هم اینکه راست میگی باید یه حرکتی بکنم ، سوما این که تو که کلاس زبان مختلط میری ، شب کار هم که هستی ، ملت هم که میگی !! منظورت از ملت چیه کلک ؟!
- ... ( این قسمت منظور از ملت بود !! که به دلیل غیر اخلاقی بودن سانسور شد ) میگم برو بدنسازی ، هم لاغر میشی هم هیکلت میاد رو فرم !
- فکر بدی نیست ولی فکر نکنم برسم ، اینقدر کارُ درسُ زندگی دارم که نمیرسم غذا بخورم ! چه برسه اینکه برم بدنسازی
- ببین اومدی نسازی ! یعنی چی وقت ندارم ، فردا که نتونستی تکون بخوری مرضی قلبی گرفتی بهت میگم
- نه راس میگی باید برم !! کمتر هم باید بخورم !!!!
کمر نوشت : به دلیل یک سری مشکلات خانوادگی من مدتی از میادین تره بار ! ( بخونید وبلاگ نویسی ) دور بودم ، همونطور که ملاحظه میکنید با افت شدید بازدید مواجه شدیم و اقتدار گذشته رو از دست دادیم .
اصلا نگران نباشید با برگشت من همه چیز به وضع سابق برمیگردد !!
کمر نوشت : اخیرا مشکلاتی برای مجهول به وجود اومد ، چند تا از پست های آقای کارگر توسط مجهول پاک شدن به همین دلیل اکانت مجهول حذف شد و بهروز از این به بعد نقش مجهول رادارد !! یوزر هم به افراد شناخته شده داده شد . در ضمن در همینجا به طور رسمی از استاد کارگر عذر خواهی به عمل میاریم .
کمر نوشت : شاید بهتر بود اول از بهشتی اجازه میگرفتم بعد این پست رو مینوشتم ، فکر نکنم ناراحت شه ولی اگه بهشتی جون ناراحت شدی فحش خوردی !! دلم خواست این پست رو بذارم تو هم بیا نویسنده شو به من فحش بده !! و به این میگن آزادی بیان از نوع هشتی تجربی ها !!
ادامه مطلب
طبقه بندی:
همین جوری !!،
مطالب جالب،
خاطرات،
برچسب ها:
حلی،
تجربی،